مُصْلِحِینَ

إِنَّا لاَ نُضِیعُ أَجْرَ الْمُصْلِحِینَ ـ ما هرگز جزای مصلحین را ضایع نخواهیم کرد

مُصْلِحِینَ

إِنَّا لاَ نُضِیعُ أَجْرَ الْمُصْلِحِینَ ـ ما هرگز جزای مصلحین را ضایع نخواهیم کرد

مُصْلِحِینَ

به نام خدا..
به یاد خدا..
و برای خدا..
.........................................................
ما خودمان حجاب هستیم، بین خودمان و وجه الله، اگر چنانچه کسی فی سبیل الله و در راه خدا این حجاب ها را شکست و آنچه که داشت که عبارت از حیات خودش بود، تقدیم کرد، این مبدأ همه حجاب ها را شکسته است، خود را شکسته است و هر چه داشته است در طبق اخلاص گذاشته و تقدیم کرده است.
...ما برای درک کامل ارزش و راه شهیدان مان فاصله ای طولانی را باید بپیماییم. . در گذر زمان و تاریخ انقلاب و آیندگان آن را جستجو می نماییم.

امام خمینی (رحمة الله علیه)

..........................................................
این وبلاگ توسط یک معلم اداره میگردد.

پیام های کوتاه
آخرین نظرات
  • ۱۱ آبان ۹۵، ۰۰:۱۶ - خانه سلامتی
    ممنون

آب هرگز نمی میرد..

پنجشنبه, ۱۷ فروردين ۱۳۹۶، ۰۶:۲۱ ب.ظ

بسم رب العباس

رسول خدا (ص) در حدیثی فرمودند : ای مردم آگاه باشید که گاهی از جانب پروردگارتان رایحه ای به سمت شما میوزد پس هشیار باشید و خود را در معرض آن نسیم قرار دهید.

باطن کربلا ، حقیقت آن نسیم بود که هر رزمنده ای را به اندازه معرفت و سعه ی وجودی اش می نواخت.

از روزی که در شش سالگی روضه مشک و سقا را از پدرم شنیدم تا زمانی که دستم به داس و خوشه های گندم گره خورد، رد این بوی خوش را گرفتم تا به زیر علم عباس (ع) رسیدم.

اتفاقی نبود در دفتر تقدیر الهی همه چیز حساب و کتاب داشت که با شروع جنگ تحمیلی و تاسیس یگان رزمی استان همدان -انصار الحسین (ع)- به نوکری گردان حضرت ابالفضل(ع) منصوب شدم و تشنه آب ، آب حیاتی که هنوز از مشک ابالفضل (ع) میریخت و به تاریخ آبرو می داد.

سالهای دفاع مقدس ، ایام پرفراز ونشیبی بود که بوی تند باروت و طعم تلخ گاز های شیمیایی ، ذائقه ام را عوض نکرد و عطر علمدار علقمه را از کامم نستاندند.

از سرپل ذهاب و مهران و پیرانشهر تا میمک و فاو و شلمچه و ماروت، همه جا دستان بریده حضزت اباالفضل (ع) دستگیرمان شد و راه را نشانمان می داد.

راهی که همرزمان شهیدم حاج محسن امیدی ، حاج حسین کیانی ، مطلب قیصری ، محمدحسن ابروزن ، محجوب ، مولوی ، ظفری و وحید سهرابی و همه فرماندهان شهید گردان ابالفضل ()-152- با «پای نوفیق» دویدند و به مقصد رسیدند و من جا ماندم.

ماندیم تا راوی مظلومیت ها شهامت ها، شجاعت ها، شهادت ها و تشنگی های آنان باشیم و خدا میداند که اگر رهبر جانباز انقلاب اسلامی بیان خاطرات را برای جاماندگان ، درحکم تکمیل امر جهادشان نمیدانست ، هرگز تن به این تکلیف نمیدادم.

ما تشنه یک جرعه سخاوت هستیم      مشک تو هنوز آب دارد عباس


میرزا محمد سلگی - 21 رمضان سال 1435

۹۶/۰۱/۱۷
ذی حجر

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">